تبليغاتX
پرستوی تنها

پرستوی تنها

عشق شهدایی

فرشته ملکی همسر شهید منوچهر مدق و روایتگر کتاب "اینک شوکران" از عشق آسمانی بین خود و منوچهر مدق میگوید.

حتما بخونید خیلی قشنگه


ما فرار کردیم. چند نفر دنبالمان کردند. چادر و روسری را از سر من کشیدند و با باتوم می زدند به کمرم. یک لحظه موتورسواری که از آنجا رد می شد، دستم را از آرنج گرفت و من را کشید روی موتورش... . چند کوچه آن طرفتر نگه داشت. لباسم از اعلامیه باد کرده بود و یک طرفش از شلوارم زده بود بیرون. پرسید:"اعلامیه داری؟"، گفتم:"آره"، گفت:"عضو کدام گروهی؟"، گفتم:"گروه چیه؟ اینها اعلامیه ی امامند." کلاهش را بالا زد. تو اعلامیه ی امام پخش میکنی؟ به م برخورد. مگر من چه م بود؟... .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط صبا  | 

غصه چرا !؟

غصه چرا؟!

ماه من !ا

غصه اگر هست ! بگو تا باشد !ا

معنی خوشبختی ،

بودن اندوه است ؟!ا

این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین ?ا

ولی از یاد مبر،

پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند ،

که خدا است خدا است

و چرا غصه ؟ چرا !؟!ا

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

یه روز فرصت ....

اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین
اگه اعلام کنن دنیا داره تموم میشه

تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها
یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم

در همان یك روز دست بر پوست درخت می كشین ...
روی چمن میخوابین
كفشدوزك ها رو تماشا میکنین ...

سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین
انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین
غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...


شما در همان یك روز آشتی میکنین و می خندین می بخشین
تازه میفهمین عاشق بودین و نمیدونستین
این قدر که غرق در زندگی بودین
هیچوقت نه به کسی محبت کردین و
نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

خدایا...

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

خداوندا...

خداوندا...

تو در قرآن جاويدت هزاران وعده ها دادي

تو مي گفتي كه نامردان بهشت را نمي بينند

ولي من ديده ام

كه نامردان به از مردان

((از خون جوانها،كاخها ساختند))!

تو ميگفتي اگر اهريمن شهوت

بر انسان حكم فرمايد

من او را مغلوب و با صليب خويش مصلوب خواهم كرد!

ولي من ديده ام

چشمان شهوت ران فرزندي

كه بر اندام لخت مادرش دزدانه مي لغزيد!

پس...قولت!

اگر مردانگي اين است

به نامردي نامردان قسم

نامرد نامردم اگر دستي به قرآنت بيالايم!

خداوندا...

اگر روزي ز عرش خود به زير آيي

لباس فقر پوشي

"غرورت را"

به زير پاي به هم ريزي

و

شب آهسته و خسته

تهي دست و زبان بسته

به سوي خانه باز آيي

زمين و آسمان را كفر ميگويي

نمي گويي!

خداوندا...

اگر در روز گرما خيز تابستان تنت را بر سايه ي ديوار بگشايي

لبت را بر كاسه ي مسي قير اندود بگذاري

زمين و آسمان را كفر مي گويي

نمي گويي!

خداوندا !

اگر با مردم آميزي

پس روزي ز پيشاني عرق ريزي

زمين وآسمان را كفر مي گويي

نمي گويي؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

فتوکاتورهای طنز داغ (بخندید...)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

عکس های بامزهو دیدنی از سوژه های داغ وطنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

عکس های بامزه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

پشت چهره موجودات عجیب و غریب هالیوودی کدام بازیگر است؟!

خیلی خیلی جالبه

اصلا باورتون نمیشه


شما هم دوست دارید بدانید کسانی که در فیلم‌های ‌هالیوودی در نقش هیولاها، بیگانگان و دیگر موجودات عجیب و غریب بازی می‌کنند چه کسانی هستند؟! باورتان می‌شود بعضی از آنها هنرپیشه‌هایی زیبارو باشند؟! بازیگر نقش نیتیری در آواتار چه شکلی است و شخصیت اصلی دارث وادر جنگ ستارگان چه کسی است؟ نگاهی به این عکسها بیندازید تا جواب سئوالهایتان را کشف کنید....


ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

لوطی طنز

مامانه به بچش ميگه که عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميکني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميکنم! مامانه ميگه : چرا عزيزم؟ بچه ميگه آخه ديروز که بابا ميخواست بوسش کنه زد تو صورتش !

*********


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

شغل های دوم هنرمندان و بازیگران ایرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

نقاشی های سه بعدی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ

سلام

اینا رو گذاشتم کلی بخندین

خیلی بامزن واقعا که خنده دارن

ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟

میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!

پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم

پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ و زهرمار، سوار شو بریم… میگم کلانتری؟

میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ میبریمت لندن با پله و مارادونا هم دوتا عکس بندازی!!

صبح از خواب بیدار شدم، مامانم میگه خوب خوابیدى؟

تا اومدم بگم: پـَـَـ … گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ و زهرمار، پـَـَـ نَ پـَـَـ درده بیدرمون
پـَـَـ نَ پـَـَـ کوفت،

پـَـَـ نَ پـَـَـ مرض… گفتم: خوب حالا چرا میزنى؟

گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ میخواى بشینم باهات درد ودل کنم پَـــ نَ پَــــ ش
کنی بذاری اینترنت ؟!

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!

 با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟

میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!


تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیا اومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!!

میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!

به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳ فوتبال داره!!!!

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه
حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟

پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟

گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!


حموم بودم، مامانم می زنه به در ، میگم بــــــله ؟
می گه حمومی ؟

میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری!!!!


جلو خواهرم سوسکه رو با دمپایی لهش کردم دل و رودش
پخش زمین شده … خواهرم میگه مرده الان ؟
پَــــ نَ پَــــ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع میکنه دوباره راه میافته

رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟

میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه

میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش
جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..

به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه: بسلامتی مسافرین؟
پــ نه پـــ… فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!

رفتم داروخانه میگم، میگم باند دارید؟ میگه باند پانسمان؟
پَـــ نه پَـــ باند فرودگاه! می خوام فرود بیام

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟

پـــ نه پـــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط صبا  | 

الناز شاکردوست

اینم الناز جونم

خیلی خوشمل و باکلاسه

خیلی دوسش دارم

عاشقتم النازی

عکس های الناز شاکردوست - www.98ax.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

قالب های شیرینی عجیب و غریب و زیبا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

خدا نگه دار ای گل یاس

  خدا نگه دار ای گل یاس

خدا نگه دار ای همیشه

پناه قلب بی کس من

درا که دیگه کس نمیشه

به فریاد رس من

بذار که واسه آخرین بار

تو رو به آغوشم بگیرم

گریه نکن عشقم الهی

که واست بمیرم                            

خدانگه دار ای گل یاس

اونجا مواظب خودت باش دستام دیگه نشون نداره  غم ما یه دریاست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

دهان باز کن!

  دهان باز کن !

گوش هایت را چرا می گیری ؟

دهانت را باز کن !

همهمه ای که کلافه ات کرده است صدای آشوبی نیست

که در دوردست ها برخاسته !

مویهء بغض فرو خورده ای است که در گلو خفه کرده ای !

پنجره هایی را که بیهوده بسته ای ، باز کن بگذار فریادت گوش شب را کر کند !

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

داستان بهلول با دوست خود

 بهلول با دوست خود

شخصی که سابقه دوستی با بهلول داشت روزی مقداری گندم به آسیاب برد . چون آرد نمود بر الاغ خود نمود و چون نزدیک منزل بهلول رسید اتفاقاً خرش لنگ شد و به زمین افتاد . آن شخص چون با بهلول سابقه دوستی داشت او را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد و بارش را به منزل برساند و چون بهلول قبلاً قسم خورده بود که الاغش را به کسی ندهد ، به آن مرد گفت : الاغ من نیست

اتفاقاً صدای الاغ بلند شد و بنای عرعر کردن گذارد . آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و تو می گویی نیست ؟!!!!

بهلول گفت عجب دوست احمقی هستی . تو پنجاه سال با من رفیقی ،حرف من را باور نداری ولی حرف الاغ را باور می نمایی ؟؟؟؟!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

سخن بزرگان

به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن ، و به هیچکس بدی نکن (شکسپیر)

زینت انسان در سه چیز است ؛ علم ، محبت ، آزادی . (افلاطون)

من واقعاً فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می دانم سعی کنید همه را راضی نگه دارید . (بیل کازبی)

ارزش انسان به داشته هایش نیست ، به چیزی است که آرزوی بدست آوردنش را دارد . (جبران خلیل جبران) همانا زندگی چیزی جز عقیده و جهاد نیست . (امام حسین)

نوابغ بزرگ زندگی نامه ی کوتاهی دارند . (امرسون)

شاخ پر بار سر بر زمین می نهد و عظمت آن هم چنان در فروتنی او جلوه گر است . (گاندی)

سرچشمه همه فساد ها بیکاری است ، شیطان برای دست های بیکار ، کار تهیه می کند . (پاسکال) میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . (ارد بزرگ)

دوست مومن عقل است ، یاورش علم ، پدرش مدارا و پرادرش نرمش . (علی ابن ابی طالب)

اگر سخن چون نقره است ، خاموشی چون زر گرانبهاست . (لقمان)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط صبا  | 

متني زيبا و خواندني در گفتگو با حضرت آدم !

نامت چه بود؟ آدم

فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

Click here to enlarge

نامت چه بود؟
آدم

فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است

قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك

روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط صبا  |